تبلیغات
آینده از آن حزب الله - نیازی به "تیتر" نیست،جایی که "اشک" باشد...







اینجا فدائیان حسین مست می شوند

 

نیازی به "تیتر" نیست،جایی که "اشک" باشد...

 

نوشته شده توسط:امیرعلی صفا

بسم سلام

قبلا نوشتـ...

مگر گریه هم قبل و بعد دارد ؟... نه که ندارد ..../ دلم سوخته! ... آتش گرفته ! ... دارد از بین میرود  ... ننویسم خواهد مرد... / تحمل کنید این خون نوشت رو ... فقط به خاطر دل من ... نه ... دل همه ما ...



متن اصلی...

دخترک بدجوری نظم صف را به هم ریخته بود ، نگهبان چند باری بهش تشر زده بود، اما فایده نداشت اون همش سرش بالا بود خیره شده بود به یه نور.

ناگهان نگهبان جلو اومد و سیلی محکمی به گوش دخترک زد... همه ساکت شدند ... دخترک با بغض عجیبی خطاب به اون نور فریاد زد: بابا ... بابا...  ارث مادرمون رو بهم دادن...


نه ... نه ... اشتباه نکن ... فاطمیه نیست این روزها ... جمادی الاولی نیست این ماه ... نه .. نه حتی صبح جمعه هم نیست این صبح ... یک روز معمولی است ... کاملا معمولی !

اما عجیب امروز دلم بجای رجب ... جمادی الاولی میخواهد ... بیشتر از هر فاطمیه ای ...  زهرایی شده ام امروز./

نمی دونم چرا ؟ ... اما شاید به این دلیل که بهتر از مادرش ندیدم ... تا واسطه قرارش دهم ./ پس هر چه شد بشود یا علی ...

مهدی من ... نازنین من ... کجایی آقا جون؟ ... هستی؟  ...  به من گوش میدی ؟ ...
مگر نفرمودی بیا ... می آیم! ....
آمدم ... نبودی ! چرا؟
نه زبانم لال ... با سر آمدم که نبودی ... باشد آقا جان! ... می رم و با دل می آیم ... حله؟
نه ... والله حل نمیشه انگار. ... 25 بهار چیز کمی نیست ... 25 سال صبح جمعه ... کم نیست ... 25 ساله که حل نشده ... 25 ساله دردی دوا نشده... 25 ساله چشمم روشن نشده ... 25 ساله گریه ... 25 ساله ندبه ... اما چه سود ... ندبه کنیم در فراقش/ ... کی شود ندبه کنیم در هوایش ... نه هنوز دل خالی نمیشه ...کی شود  ندبه کنیم در کنارش ... نه ... نه ...کی شود ندبه کنیم بر سر زانوانش ... آره اینجور دل خالی میشه.

بذار روضه بخونیم...

40 روز است هر شب تازیانه ... زدند ما را برادر بی بهانه ... نه .. نه از حسین نمی خونم .

تا آخر عمر فریاد خواهم زد از حسن ... والله حسن غریبتر از حسینه ...

آخه از هر کسی هم  بپرسی  ... جواب یکی است.

هر کسی حاضر است سنگین ترین مصیبتها رو تحمل کنه ... حتی اگر این مصیبت ... مصیبت به سر نی رفتن سری کوچکتر از سر نیزه باشه!

هر کسی حاضر است هر داغی رو تحمل کنه ... حتی اگر این داغ ... داغ چشمان عباس باشه!

هر کسی حاضر است هر خون دلی رو متحمل بشه ... حتی اگر این خون دل ... خون دل اسارت باشه!

هر کسی حاضر است هر رنج و سختی و مصیبت و بلا رو تحمل کنه!

اما ...
اما با چشمان خودش نبینه که به مادرش سیلی میزنن!

بمیرم برات حسن جان ...

که دیدی مادر رو ...دیدی چادر خاکی رو ... دیدی روی نیلی رو ... دیدی خود سیلی رو ...دیدی تازیانه خوردن رو ... دیدی گم کردن راه خانه رو ... دیدی سوخته شدن در رو ... دیدی فرو رفتن میخ رو ...
هر زخمی ... یا می سوزاند ... یا خراش می دهد ... یا می شکند ... اما این میخ ... این میخ ... هم سوزاند ... هم خراش داد... هم شکست ... پهلو را !
حسن جان ... تو دیدی با چشم خود قنفذ  را ... دیدی با چشم خود قتلگاه کوچه را ...

حسن جان .... صدای سیلی رو هم شنیدی ؟؟؟؟

الهی بشکند دست مغیره ... میان کوچه ها بی مادرم کرد.

آقا جان ... مهدی زهرا ... عزیز قلب زهرا... این هم روضه ...

آقا نمی آیی ؟


مهدی ناز من ... دلبر من ... سرور من ... طبیب من ... حبیب من ... نور دو چشمان من ...یک گوشه چشم ... یک نیم نگاه ...

نه .. نه ... زیاد است؟ باشد آقا جان !

اشکال ندارد ... لااقل اسم من رو جزء... دوستداران ... نه ... عاشقان ... نه ... منتظران ... نه ... دیوانگان نگاهت بنویس. این که دیگر می شود.

اگه باز هم نشد (تبصره التماس به حق بانوی سیلی خورده رو زیر این درخواست قید میکنم ... حتم دارم که می شود).

آقا جان ! ... منتظرم . همین/

جانا سخن از زبان ما میگویی . . . بخون ... بخون...:

این جشن ها برای من آقا نمی شود
عادت به روضه کرده دلم روضه خوان کجاست
صاحب عزای تشنه لب آن بی نشان کجاست
احساس می کنم که کنارم نشسته است
مردی که چهار گوشه قلبش شکسته است
مردی که ذکر های مصیبت برای اوست
هر جا که مجلس روضه است جای اوست
آقا...
آقا... آقا ...





بعدا نوشتـ...

+ دلم گرفته بود ... باید خالی می شد . اگر زیاد سر  و تهی نداشت ببخشید . گفتم که فقط برای دلم بود ... فقط دل .

+ فردا صبح علی الطلوع مطلب در خصوص حجاب پسران رو قرار میدهم . آماده است ... فقط منتظر تیترم.

+ التماس دعا
... که عمیقا محتاجم




نمایش نظرات 1 تا 30