تبلیغات
آینده از آن حزب الله - مــادر تمام بچه بسیجی ها







اینجا فدائیان حسین مست می شوند

 

مــادر تمام بچه بسیجی ها

 

نوشته شده توسط:امیرعلی صفا

بسم سلام
روضه مجازی
قبل از نوشتـ....
 
شب از نیمه هم  گذشته بود ... مرد همچنان در خیابان ها قدم می زد ... از سر شب تا کنون شاید به تعداد انگشتان یک دست هم لبخندنزده بود ... اما تا دلت بخواهد اشک ریخته بود ...
دم دم های صبح،مرد بسوی بیابان روان شد ... آرام وارد خانه شد ... تک و تنها ... سجاده اش را پهن کرد ... به سجده افتاد ... اولین دعایش این بود ...
 خدایا ببخششان ... بعد هم شاید زیر لب گفت :
ایکاش شب ولادتم همانند قبر مادرم زهرا (س) مخفی می بود !


درب خانه حضرت زهرا

روضه نوشتـ...

یکی از اولین شهدا در روز عاشورا ، "جون" غلامِ سیدالشهداء (ع) بود،
"جون" آمد خدمت اباعبدالله و از آقا اذن میدان خواست ...
آقا به او فرمود : تو آزادی ، می توانی بروی ، نمی خواهد خودت رو گرفتار ما کنی !
"جون" آرام و بی صدا ، سرش رو انداخت پایین ... ناامیدانه به راه افتاد ... رفت  ... رفت به پشت خیمه ها ...
دقایق کوتاهی گذشت ...
 زینب (س) اومد نزد برادر ..
_ داداش
_ جانم بفرما
_ چی به این "جون" گفتی ؟
- چرا؟ چی شده ؟
_ بیا ببین چی کار می کنه پشت خیام .
اباعبد الله روان شد به پشت خیام ... آرام نگاه می کرد ... "جون" خودش رو روی خاک ها انداخته بود .. چه اشکی می ریخت ... ضجه می زد و  هر زمان می گفت ... خدایا ... بارالها ... من چهره ام سیاه است ... بوی بدی دارم ... نژاد اصیلی ندارم ... اما ...
اما چگونه حسین رو بین این همه لشکر تنها بذارم ... من که در خوشی نان خور این خانواده بودم ، چگونه در گرفتاری بزارم برم ... خدایا ... خدایا  دل آقام رو راضی کن ... اگه اقام بخواد ... من رو سفید می شم ... معطر می شم ... بهشتی می شم ... خدایااا..
آقا اباعبدالله آرام نزدیک رفت "جون " رو در اغوش گرفت ... محکم/
به او گفت ... می خوای فدا بشی .. بسم الله ... برو میدان ..
"جون" به میدان رفت ... فقط یک رجز خوند ... رجزش ماندگار شد ... تا همیشه تاریخ :

امیری حسینٌ و نعم الامیر

می خوام عرض کنم :

یا صاحب الزمان ... یابن زهرا ... یا امام عشق ... یا حضرت دلبر ...
می خوایم "جون" تو باشیم ..
می خوایم فدات شیم ... اما
امــا باز هم خوش به سعادت "جون" لا اقل آدرس خیام آقاش رو بلد بود ...
اما مای بیچاره  چه کنیم ...
یا دلبر ... خیمه غربتت کجاست ؟.. تا بیایم و پشت آن زجه بزنیم از فراقت ... ناله کنیم از دلتنگیت  ... کجاست آن چادر زیبایت که زهرا در آن برایت مادری میکند ...
چادر ... مادر ... زهرا ...
نه ای قلم آرام بگیر ... آرام ... نه ... امشب نه ...
واااااای مادرم ...
آه ... آه ...
چادر ... خاک ... در ... دیوار ... مسمار ... مادر ... پهلو ... سیلی ... محسن ... خون ...
مااادر ... مااادر ...مااادر ... بذار فریاد بزنم و فقط بگم :
مااادر ... مادر ... مادر جان ...
نه .. نه ... من بچه سید نیستم ... امـــا
امــا زهرا مادر من هم هست/ زهرا مادر تمام بشریت است ... مادر تمام خوبی ها ... تنها نه مام احمدی ... مام تمام انبیا ... مادر تمام اولیاء... مادر تمام صلحا ... مادر تمام شهدا ..
مادر تمام بچه بسیجی ها
مادر آن جوانی که تیر درست خورد وسط گلویش و او رو یاد اصغر انداخت و قنداقه پر از خونش.
مادر آن جوانی که تانک از روی پایش گذشت و او رو یاد تاختن اسب ها با نعل تازه بر روی اجساد شهدا انداخت و انگشتر به غارت رفته حسینش.
مادر آن جوان رعنایی که گلوله مستقیم توپ او را پودر کرد و او رو یاد  علی اکبرش انداخت و بدن اربا اربایش .
مادر آن جوانی که سرش را ضد انقلاب با حلبی جای روغن  بریدند و او رو یاد گودال قتلگاه  و گلوی ...
نه ... نه ...  ای قلم ارام بگیر ... آرام
کجا می روی ... چه میکنی ... امروز روز ولادت است ... روز میلاد ...  امــا مگر شدنی ست.
نه .. نه ... امسال روز میلاد هم بوی اشک می دهد ... بوی روضه گرفته ... روضه شعبانیه ...
و تو گویی ظهور نزدیک است که این دلها اینقدر بی تاب شده ... هنگامه انتقام نزدیک است که دلها به هر بهانه ای هوای روضه می کنند و خسته شده اند از تکرار غربت .
عزیزی می گفت:
 ظهر دیروز تدارکات برپایی  مراسم  جشن مولا رو انجام می دادیم. یکی چراغ می زد / یکی شیرینی بسته بندی می کرد / یکی شربت درست می کرد ...  اما چند نفری که مسئول نصب پلاکاردها روی دیوار بودند ... نشسته بودند گوشه ای ...
های های گریه می کردند و اشک میریختند ... جلوتر رفتم ... هیچ صحبتی بینشون رد و بدل نمی شد ... سوال کردم چی شده ...  چرا گریه می کنید ؟ اتفاقی افتاده ؟
سر همه به زانوانشون بود و بد جوری اشک می ریختن ... نمی دونستم چی شده ؟
داشتم نگران می شدم
امـــا نه ... اتفاقی نیفتاده بود ... جریان چیز دیگه ای بود...
یکی از اونها با دستش یه میخ رو نشون داد ... میخ
تو همون حالت گریه زیر لب می خوند :
وای منو ،وای منو ، وای من
میخ در و سینه زهرای من
واااااای ، خدایا ... اینها می خواستن یه پرده رو به دیوار با میخ نصب کنن ، چشمشون به میخ میفته میشینن روضه خونی
این دل ها چرا اینقدر بی تاب شده ... خانه علی  که میخ نداشت ... مسمار بود
 اما این دل های بیقرار ظهور  می خواهند به هر بهانه ای روضه بخوانند ...
روضه ... آنهم فقط روضه مادر :

همه‌ی دلشوره دنیا ریخته بود توی  دلش انگار؛

از صبح احساس بدی داشت، انگار می‌دونست قراره یه اتفاقی بیفته؛ یه اتفاق بد.

همه‌اش یه صدای عجیب تو گوشش می‌پیچید، صدای شكستن یه چیزی كه نمی‌دونست چیه!

با زحمت به اطراف نگاه می كرد، انگار اونروز همه یه جورایی بودن؛ آخه چه اتفاقی قرار بود بیافته كه اینجوری همه چیز را به هم زده بود؟!

خلاصه اینكه از روزی كه اون  را اینجا گذاشته بودن، همچین حس و حالی نداشت.

تو همین فكرها بود كه كم‌كم خوابش برد...

.

.

.

یهو با صدای شكستن یه چیزی از خواب پرید!

دود همه جا را گرفته بود؛

تنها چیزهایی كه می تونست  ببینه :

- یه مرد را كه با دست بسته رو زمین می‌كشیدن...

- یه زن كه كنار اون  روی زانوهاش افتاده بود...

-یه پسر بچه كه از ترس می‌لرزید...

.

.

.
و خودش (درب) که همچنان می سوخت.

مادر خوبی ها چند هفته ای هست که این دل آروم نداره ... بی قراره ... هر جا بره ... به هر بهونه ای می خواد روضه ی تو رو بخونه  ...
توی شبهای انتظار برای مهدی هم فقط تو رو واسطه قرار میده ... خودت میدونی چقدر دلتنگ آقامونیم ... این دلها لبا لب از غم فراق سحر خیز مدینه است  ... و تو خود خوب می دانی که

ای مادر آسمانی اگر نبود سید خراسانی میکشت ما را دلتنگی نگار جمکرانی .

و تنها دلخوشی ما در این غیبت دلگیر دستان نوازش ماه است .
تنها دلخوشیم به صورت زیبایش و صدای رسایش .
وقتی که آدینه ها غربت می گوید "ای مولای ما ... دعا کن برای ما"
بغض تمام بچه هایت می شکند .
 

مادر جان
بخدا حرف سید و غیر سیدی نیست ...
این دلها تشنه هستند  ... عطش دارند ... تشنه تشنه ...
تشنه مادری تو ... تشنه محبت تو ... تشنه نگاه تو ...
مادرم شبهای این هفته رو تماما به یک امید  خوابیده ام  ...
که تو بیایی به خواب و  بگویی
پسرم ...

مادربچه بسیجی ها
، انگار عطش میراث همیشگی شیعه اس ...
روزگاری کودکان با پای برهنه بر روی خار مغیلان با دامن های آتش گرفته می دویدند و عطش داشتند و اکنون
بچه بسیجی ها...
با جگر هایی سوخته و دل هایی مالا مال از حب مادر به هر سو روانند تا بدانند
بی بی بی حرم
قبرت کجاست مادر
ای وااااااااااااای مادرم
واااااااااای مادرم
مادر جان دوای این قلب های شکسته و مجروح  ،
این بدن های خسته و رنجور چه  چیز می تواند باشد ...
بجز مادری تو ...
بجز محبت تو ...
مادر ...
مادر ...
مادر...

مادر جان  ،
 فدای چادر خاکیت ... فدای روی نیلی ات ... فدای صدای سیلی ات ... فدای پهلوی بشکسته ات
این دل سیاه ما رو به صورت های سوخته از غم هجره مهدی ببخش
این مجلس ما و این هم کرم تو
بسم الله




بعدا نوشـ...

1) چندین و چند متن نوشتم اما هیچکدوم به دلم ننشست .
خودکار رو گرفتم دستم و شروع کردم به نوشتن .
گفتم هر چه شد بشود ، همون رو روضه نوشـ... قرار  میدم .
دوستان روز میلاد  از دست من بیش از این بر نمیومد ،شاید تمام دلم رو خالی کردم رو کاغذ ....
 اما دلهای شما آسمونیه ... بسم الله .


2) نوای وبلاگ : خیلی جستجو کردیم برا نوا ، پیدا نشد چیزی که جرات کنیم روز میلاد قرارش بدیم...
                      اذان صبح محسن جان ،  اس ام اس زد گفت ساختمش . ببین/
                     دقیقا همون وقت بود که فهمیدم عجب دلی دارد این محسن عزیز
                     هیچ چیز کم از روضه ندارد ،درد و دل های ماه با خورشید .
همزمان در حال پخش و لینک دانلود :

http://up.iranblog.com/Files1/332747384fc5487a96f1.mp3

ضمنا  میکس زیبایی از سخنرانی حاج آقا امیری در غروب فکه خطاب به خدام الشهدا رو از دستش ندید :
http://www.mediafire.com/?3jvz1arhztabv36


3) برنامه های مجلس روضه این هفته :
 قرائت دعای توسل به نیابت از همگی :توسط  یکی از والاترین علمای اخلاق جهان تشیع
 تلاوت قرآن توسط : دوستان عزیز ، هر نفر 4 صفحه
 (در ادامه مطلب سهم هر نفر مشخص شده . ببینید)
  روضه آنلاین : ساعت 14 الی 16 عصر          23 الی ... شب
                        مکان : نظرات همین پست
                        موضوع : مناجات و حرف دل  با امام زمان(عج) با تکیه بر روضه حضرت زهرا (س)
پذیرایی معنوی :

                   1- اهدا ثواب قرائت زیارت ناحیه مقدسه به همه اعضا توسط : راحیل بزرگوار
                   2- اهدا ثواب روزه گرفتن دوشنبه گذشته به همه اعضا توسط : یکی از بزرگواران

4) تا ربع حزب جزء 15 پیش رفتبم / نیمی از قرآن فقط در 2 هفته ، و هر نفر با صرف مقدار کمی وقت .
     عالیه . الحمد لله


5)
پخش زنده ازحرم  عشق (کربلا)
                                                             
http://www.seyedahmad.blogfa.com/post-3.aspx

6)  پخش زنده از حرم دلبرای عـــباس (دعای توسلِ سه شنبه ها صبح در حرم یاس رو از دست ندید)
 
(در این لحظه که دارم مینویسم دارن دعای توسل دلربایی میخونن ،
 و باز هم ببین چقدر خلوته  ، چقدر دلرباست ... چقدر آسمونیه ... خداااااااااا)

                                                          
   http://seyedahmad.blogfa.com/post-4.aspx

7) فیلمی از درب خانه حضرت زهرا(س)    
کلیک کنید

8)

نیت کلی ختم قرآن ( یاتشکر فراوان از "یادگار بابا علی" ) :
اللهم عجل لولیک‌الفرج فی عامی هذا
اللهم ارزقنا توفیق الشهادة فی سبیلک تحت لواء ولیک

نیت و دعا زیاده اما من فقط می تونم طلوع حضرت آفتاب و شهادت در رکاب مولا رو طلب کنم اونهم همین امسال...
آنچه ما با خویش کردیم هیچ نابینا نکرد/در میان خانه گم کردیم صاحبخانه را
.



ردیف
 نام
 میزان تلاوت
 1  سید احمد
 از 114 سوره مبارکه مائده تا 27 سوره مبارکه انعام
 2  امیرعلی
 سوره مبارکه انعام 59 -28
 3  راحیل  سوره مبارکه  انعام  90-60
 4  عرفان
 سوره مبارکه انعام 118 - 91
 5  خادم الشهدا
 سوره مبارکه انعام 142 - 119
 6  تسنیم السادات
 سوره مبارکه انعام 165-143
 7 آذرخش
 سوره مبارکه اعراف از اول تا آخر 37
 8  ایه  سوره مبارکه اعراف 67-38
 9  بی دل
 سوره مبارکه اعراف 95-68
 10  ن.خ  سوره مبارکه اعراف 137-96
 11  عارفه  سوره مبارکه اعراف 159-138
 12 امین عارفی
 سوره مبارکه اعراف 187-160
 13  سارا  سوره مبارکه اعراف 188 تا 16 انفال
 14  تازه وارد
سوره مبارکه انفال 45-17
 15  رضا  سوره مبارکه انفال 75-46
 16  خط شکن
سوره مبارکه توبه از اول تا 26
 17  جاهد
 سوره مبارکه توبه 47-27
 18  زینب
 سوره مبارکه توبه 72-48
 19  گمنام 124
 سوره مبارکه توبه 99-73
 20  سیم خاردار
 سوره مبارکه توبه 122-100
 21  الفبا از 123 سوره مبارکه توبه تا 20 سوره مبارکه یونس
 22  رها سوره مبارکه یونس 53 -21
 23  شهاب سنگ
سوره مبارکه یونس 88 -54
 24  مریم  از 89 سوره مبارکه یونس تا 12 سوره مبارکه هود
 25  نغمه  سوره مبارکه  هود 45-13
 26  مرتضی
 سوره مبارکه هود 81-46
 27  مسعود ساس
 سوره مبارکه هود 117-82
 28  فاطمه
 از 118 سوره مبارکه هود تا 30 یوسف 
 29  آبجی زهرا
 سوره مبارکه یوسف 63-31
 30  باران  سوره مبارکه  یوسف 95-64
 31  زینب . س
از 96 سوره یوسف تا 13 سوره مبارکه رعد
 32  ارمیا
 سوره مبارکه رعد 42 -14
 33  م.طاهری
 از 43 سوره مبارکه رعد تا 24 سوره مبارکه ابراهیم
 34  سادات
 از 25 سوره مبارکه ابراهیم تا 15 سوره مبارکه حجر 
35 ساغر  سوره مبارکه حجر 90 -16
 36
جاهد 2
از 91 سوره مبارکه حجر تا 14 نحل 
37

 زهرا .پ
سوره مبارکه نحل 54-15
 38   سمیه.م
 سوره مبارکه نحل 87-55
 39 نرگس .ق  سوره مبارکه نحل 118-88
 40  پارسا
 از 119 سوره مبارکه نحل تا 27 سوره مبارکه اسراء 
 41 زینب پارسی بلاگ
سوره مبارکه اسراء28 تا 66
 42  

 43

 44    
 45  
 46

 47  
     
     
     
     
     
     




نمایش نظرات 1 تا 30