تبلیغات
آینده از آن حزب الله - .... و خاک بی پدر شد .







اینجا فدائیان حسین مست می شوند

 

.... و خاک بی پدر شد .

 

:

نوشته شده توسط:امیرعلی صفا

به نام خدای زهراء

خدایا ، خداوندا در این شب عزیز ، به حق خون فرق سر امیر مومنان ،
قسمت می دهیم
مسببان عمل شرم آوری که دل خانواده های  شهدا را به درد آورده اند را به راه راست هدایت فرمایی
و اگر غیر قابل هدایت هستند نیست و نابود بگردانی به حق آه دل مادر همین شهید گمنام



http://www.jahannews.com/images/docs/files/000132/nf00132233-1.jpg

# به یاری خدا هر هفته سه شنبه ها متنی قرار داده میشود با اسم روضه نوشتــ که بنای مجلسی مبارک می شود به نام روضه مجازی حتما شرکت کنید .
ـــــــقبلـــنوشتـــــــ

موضوع انشاء : تیغ مهربان تر است یا درب ؟
به نام خدا ، چهار ساله بودم که درب مادرم را از من گرفت و اکنون هم تیغ پدرم را . ای تیغ هر چند تو فرق بابایم را شکافتی امــــا تو
صدبار مهربان تر از درب بودی ....



روضهنوشتــــــــ

بزن باران ، بزن . ببار ای آسمان ، ببار که به بارش تو محتاجم . بلرز ای زمین ، به لرزه بیفت که به لرزش تو نیازمندم.
 
پدر دنیاست این مرد  که به بستر افتاده ، اشک نیست این که بر گونه هایم جاریست ، خون فرق سر مولاست. چگونه بنویسم  این غم را . ای آسمان ، ای زمین ... یاری کنید .

اگر شب قدر شبی باشد که تقدیر عالم در آن رقم میخورد ، به یقین شب بیست و یک ماه رمضان شب قدر است . سحرگاه نوزدهم ماه مبارک رمضان ، چهل سال بعد از هجرت ، مسجد کوفه ... بر فرق تقوا تیغ زدند ، ناگهان صدایی بلند شد ، فزت و رب الکعبة ... علی متولد شد !
نیک که بنگری ،راز تقدیر عالم در همین تولد است !

در توان من نیست مدح مولا ... روضه بخوانیم

یکی دو روزی به عقب برمی گردیم ، سحرگاه غم بار نوزده ماه مبارک رمضان ، خروجی مسجد کوفه ، خون بر سر و صورت مولا جاریست ، گاهی به سمت چپ متمایل می شود و گاهی به سمت راست ، سرش بر دامن حسن است  و چشمانش بسته ، قطره ی اشکی از چشم حسن ، آرام بر گونه های مولا می افتد ، مولا چشم باز می کند ، حسنم گریه می کنی ؟
...  به طرف خانه حرکت می کنند . بر گردن حسن است دست راست مولا و دست چپ بر گردن حسین . گاهی به سمت چپ متمایل می شود و گاهی به سمت راست . آرام آرام از کوچه ای تاریک به سمت خانه در حرکت هستند . ذکر نشده در تاریخ که از کدام کوچه حرکت می کردند امــــــا به گمانم وسیع تر از کوچه های مدینه باشد این کوچه !
آری حکما اینچنین است . مولا ، حسن و حسین ، سه  مرد  دوشا دوش  هم  در حال عبور از کوچه هستند . عرض کوچه های مدینه را که محاسبه کنی امـــا ،  تنگ تر از این کوچه هست .
آه . در یکی از کوچه های مدینه سیلی که به صورتت بخورد  آنقدر تنگ هست کوچه که حتما یک سیلی هم از دیوار خواهی خورد و سیلی دیگری را هم از زمین !
آه مادرم ... مادرم ... مادرم ...
قافله ی سه نفره نزدیکی خانه رسید ،مولا اما دستور توقف می دهد . حسین می گوید بابا جان چه شده ؟ توان راه رفتن نداری ؟ خسته شدی ؟  مولا آرام سخن می گوید :  نه حسینم ،زینب! خواهرت زینب.  دل نگران خواهرت هستم ، مرا اینگونه ببیند دق می کند ... می میرد ...
آه یا حسین در ذهن چرا نسپردی این حرف بابا را . در خاطرت چرا نبود ؟ ...  کجا ؟ خرابه های شام ... نه ... نه زبان لال حسین تو خود که نرفتی ... تو را بردند ... نه تمام تنت را ... فقط سرت را ... با رگ های بریده ... محاسن خونی ... موهای خاکستری ... صورت سنگ خورده ... آه ... درست گذاشتند روی دامن دخترت رقیه ... آه ...

به خانه می رسند قافله ... علی را در مصلای خانه اش  می گذارند ، آنجا که همیشه نماز می خواند ... بستر در انجا برایش فراهم می کنند .... طبیب می آید بالای بستر ، مولا اما دلش با حبیب است ، زیر لب فقط ذکر می گوید ... یازهرا ... یازهرا ... یازهرا ... امشب شب وصال است . پایان 25 سال چشم انتظاری ...

 قربانی می کنند برای یتیمان و طبیب رگ خاصی از این قربانی را میان شکاف سر مولا قرار می دهد ... ابن ملجم همان جایی زده بود که سالها قبل عمربن عبدود زده بود ، اما اینبار  تیغ  با زهر ... چند لحظه بعد طبیب رگ را بیرون می آورد ، تمام رگ زرد شده است ...
متاسفم ، امیدی نیست /
صدای شیون زینب بلند می شود ... وا ابتاه ... وا ابتاه ،  علی تاب گریه ی دخترانش را ندارد او  هم همراه با دخترانش به گریه می افتد ... های های گریه می کنند .

کودکان درب خانه با کاسه های شیر آمده اند ... مولا می فرماید همه داخل بیایند .. برای اینکه ایتام  ناراحت نشوند تمامی شیرها را در یک ظرف می ریزند و مولا مقداری می نوشد ...
آه یا علی به فکر دل یتیمان کوفه بودی امـــا  نمی دانم همین یتیمان بودند که بزرگ شده بودند  یا کسان دیگر   ، سالها بعد در همین کوفه سنگ بر سر و صورت یتیمان حسین تو ...
آه
مولا بی تاب شده ... لحظه به لحظه حالش دگرگون  می شود . همه بر بستر حاضر هستند . می دانند که مولا عازم سفر است و باز هم این زینب است که صدا می زند ای مادر ...ای مادر ... کجایی ؟ کجایی تا دلداریمان دهی ؟
ام کلثوم اما دلش از همه بی تاب تر است ، دیشب بابا مهمان او بوده . خبر داشت از بی قراری های بابا .
عباس اما قرآن به سر گرفته ... بک یا الله بک یا الله ... خدایا ... خدایا ...
پلک های  حسین از شدت اشک مجروح شده ... بابا ... بابا ...
حسن صدا می زند یا جداه  ... یا جداه ... ایکاش در مدینه بودیم ، تا غم دل با رسول خدا می گفتیم .  آخر این کوفه ی بی رنگ ، این مردم هفت رنگ ، ای قوم هزار ننگ ، دلشان  برای بابا تنگ نمیشود مدینه مرهم زخم ما بود ایکاش در مدینه بودیم ، بر روی مزار رسول خدا

یا رسول الله بنگر .
این عمه ی سادات است که دلش خون است  ؛ این حسین توست که پریشان است . حال  و روز حسن را ببین که چه زار است  ، این عباس توست که سرش به دیوار است ...
 یا رسول الله قربان غریبی اهل تو ..
روضه ی من فقط چند خط باشد
یا رسول الله ، آنگاه که عمویت  حمزه  به شهادت رسید ، عبا را از دوش خارج فرمودی و به روی جنازه ی حمزه (ع) کشاندی ... اصحاب علت را جویا شدند و شما به نقطه ای اشاره نمودی و فرمودی : آنجا را ببنید ، خواهرش دارد می آید . دل خواهر تاب ندارد جنازه ی برادر را اینگونه ببیند ....
یا رسول الله قربان دلت ، نگران خواهر حمزه (ع) بودی امـــــا
در کربلا ... ظهر عاشورا ...خواهر  بالای تل زینبیه  و برادر در گودی قتلگاه
بدن قطعه قطعه شده ی حسین ... سر از تن جدا ، انگشت بریده شده ،  هر کس هر چه در دست دارد می زند  یکی با چوب ، یکی با نیزه ، یکی با شمشیر ، یکی با تیر ...  آنکس هم که هیچ چیز ندارد ، دامنش را پر از سنگ کرده و بسوی حسین ...
.
.
.
.

صل الله علی الباکین علی الحسین

ـــــــبعدنوشتـــــــ


نوای وبلاگ ، ذکر مصیبتی با صدای دلنشین مولای مطهر  ،
لینک دانـــــــــــلود
مراسم این هفته ی روضه مجازی
قرائت دعای توسل در کنار مزار مطهر شهدای گمنام ،
تلاوت آیات مشخص شده توسط دوستان
روضه آنلاین ساعت 14:30 دقیقه  تا 16  بعد از ظهر     (تغیر ساعت به علت حضور در مراسم احیا )
پذیرایی معنوی :
هدیه ی ثواب زیارت عاشورا به رفقا
نکته مهمـــ
از این هفته به بعد جهت اطلاع از میزان تلاوت و همچنین درخواست تلاوت بیشتر به ادامه ی مطلب  اولین پست  وبلاگ فرص الخیر مراجعه فرمایید .

پخش زنده ازحرم  عشق (کربلا)             پخش زنده از حرم دلبرای عـــباس      
(دعای توسلِ سه شنبه ها صبح در حرم یاس رو از دست ندید !)






نمایش نظرات 1 تا 30