تبلیغات
آینده از آن حزب الله - دلم برای خودم تنگ شده است







اینجا فدائیان حسین مست می شوند

 

دلم برای خودم تنگ شده است

 

نوشته شده توسط:امیرعلی صفا

به نام خدای زهراء

شكر خدا وكیل هستم، و  وبلاگ نویسی هیچ ربطی به شغلم نداشته و ندارد. اینكه من یكهفته است فیلترم نه به درآمدم ضربه ای زده است و نه  اعتبار شغلیم را زیر سوال برده  و نه حتی موكلینم را كم كرده است.

دو سه باری به سرم زده بود كه آدرس سایتم را به دانش آموزانم بدهم اما شكر خدا عاقلی كردم! و الا اكنون سو‍ژه ی روز بچه ها جور بود: "وبلاگ حزب اللهی ترین معلم پیش دانشگاهی ، فیلتر شد!".

اما تعارف كه با هم نداریم، بی پرده بگویم یك هفته است كه  دلم  بد جور شكسته. فكر همه چیز را كرده بودم و آمادگی برای هر موضوعی را داشتم الا اینكه فیلتر شوم!

 از قدیم الایام، یادم می آید سرم درد می كرد برای درد! از سر دغدغه ی فرزند انقلاب بودن، مسجد شد خانه ی دوم من. حدود هشت ماه پیش اما احساس كردم وقت هایی دارم كه می توانم از آن بهینه تر استفاده كنم. آری وقت های آخر شبم هدر می رفت. صحنه ی مبارزه می خواستم و در خیابان ها هم كه مرد نبود تا روبروی ما بایستد. فلذا آمدم به وبلاگ نویسی. 11 سالی می شد كه همه كاری در نت را بجز چت تصویری، تجربه كرده بودم.

شروع كردم  و دیری نگذشت كه به خودم آمده و دیدم " آینده از آن حزب الله" شده است بخش جدایی ناپذیری از مبارزاتم. هر روز به عنوانی بر گوشه ای از آن می افزودم تا آنكه شد آنچه می خواستم. ادعایی ندارم اما می دانم خوب جایی شده بود. اكنون اما دیگر فیلتر است. به دلیل اینكه به زعم استاد، خطایی كرده.

آری من فكر همه چیز را كرده بودم الا اینكه اولین خطا، آخرین آن باشد.

حضرت استاد عزیز، سوالی دارم؟ وقت هایی را كه در آینده از آن حزب الله گذاشتم حق الناس محسوب نمی شود؟‌

بگذریم .

داشتم با خودم مرور می كردم كلام مولایم را. چند نكته ی جالب دیدم گفتم با هم دوباره مرور كنیم.

آقایان تمام كارهای خود را به پای مولای ما می نویسند و از حرفها و مصلحت ها دم می زنن. حال آنكه یادم می آید مولا فرمود: "” من این را گاهى بیرون هم شنفته‌ام. میگویند آیا ما هم باید مثل رهبرى موضع بگیریم یا نه؟ خوب، رهبرى یک تکلیفى دارد، ما یک تکلیف دیگر داریم. ببینید، نبادا کسى تصور کند که رهبرى یک نظرى دارد که برخلاف آنچه که به عنوان نظر رسمى مطرح میشود، در خفا به بعضى از خواص و خلّصین، آن نظر را منتقل میکند که اجراء کنند؛ مطلقاً چنین چیزى نیست. اگر کسى چنین تصور کند، تصور خطائى است؛ اگر نسبت بدهد، گناه کبیره‌اى انجام داده. نظرات و مواضع رهبرى همینى است که صریحاً اعلام میشود؛ همینى است که من صریحاً اعلام میکنم.

چند سال قبل که یک قتلى اتفاق افتاده بود و دشمنان جنجال کردند، تبلیغات کردند و گفتند اینها فتوا داشتند، دستور داشتند، و میخواستند یک جورى پاى رهبرى را میان بکشند، توى نماز جمعه گفتم: اگر من یک وقتى اعتقاد پیدا کنم که یک نفرى واجب‌القتل است، این را توى نماز جمعه علنى خواهم گفت. نه جایز است، نه شایسته است که مواضع دیگرى غیر از آنچه که رهبرى به صورت علنى و صریح به عنوان مواضع خودش اعلام میکند، وجود داشته باشد؛ نه، همینى است که دارم میگویم."

بعد دیدم می گویند كار شما اشتباه بوده، به شما چه كه دخالت می كنید در كار قوه و ...  باز یادم می آید حضرت آقا فرمودند: "‌مسئله‌ى اصلى در این قضایاى اخیر، اصل انتخابات بود؛ زیر سؤال بردن اصل انتخابات بزرگترین جرمى بود که انجام گرفت. چرا شما نسبت به این جرم چشمتان را میبندید؟! این همه زحمت کشیده بشود، مردم بیایند، یک شرکتِ به این عظمت، یک نصاب‌شکنى، یک رکودشکنى در دنیا در مردمسالارى، در دمکراسى‌اى که اینقدر ادعایش را میکنند، انجام بگیرد، بعد یک عده مفت و مسلّم بیایند بدون استدلال، بدون دلیل، همان فرداى انتخابات بگویند: انتخابات دروغ است! این کار کوچکى است؟! این جرم کمى است؟!"

بعد دیدم دم از مصلحت می زنند. نمی دانم چرا باز یادم آمد حضرت آقا بعد از نه دی فرمودند: " حرکت عظیم روز چهارشنبه ى نهم دى ماه حجت را بر همه تمام کرد. مسئولین قوه‌‌‌‌‌ى مجریه، مسئولین قوه‌‌‌ى مقننه، مسئولین قوه‌‌‌‌ى قضائیه، دستگاه‌‌‌هاى گوناگون، همه میدانند که مردم در صحنه‌‌‌اند و چه میخواهند. دستگاه‌‌‌‌‌‌ها باید وظائفشان را انجام بدهند؛ هم وظائفشان در مقابل آدم مفسد و اغتشاشگر و ضدانقلاب و ضدامنیت و اینها، هم وظائفشان در زمینه‌‌‌ى اداره‌‌‌‌‌‌ى کشور. ”

حال سوال این است‌:‌ما چرا فیلتر شدیم؟!



نمایش نظرات 1 تا 30